نمایشگاه به اصطلاح کتاب ۱۴۰۵ – در و دلم با کتاب

سلام

هر چه بگندد نمکش می زنند/ وای به روزی که بگندد نمک…

به بهانۀ کرونا «بعضی» از کتاب های ثبت شده در ketab.ir را در پلتفرم نمایشگاه قرار دادند و در سال های بعد از آن هم گفتند هم نمایشگاه حضوری داریم و هم نمایشگاه مجازی … حالا هم که بهانۀ جنگ و امنیت فقط همان نمایشگاه نصف و نیمه و ناقص آنلاین را گذاشته اید تا شاید بتوانیم کلیله و دمنه را به قیمت روز بخریم و تا یکماه دیگر پست به ما تحویل دهد…

آنلاینیزه کردن خوب بود یا بد؟ اهالی فرهنگ و کتاب دارند خواسته یا ناخواسته هجوم می برند به کتاب و کتابخوانی…

روی در کتابفروشی کوچکی نوشته بود:

خطر تعطیلی کتابفروشی های محلی را جدی بگیریم…

(و قول می دهم هیچکس آن را جدی نخواهد گرفت اما با آن عکس خواهند گرفت و در وبلاگ یا سوشال از تو نقل قول خواهند کرد! باور نداری خودم یکی از آن ها!)

اول شهر کتابی آمد که الان بیشتر شهر گیفت شده و شهر لوازم التحریر و بسیاری از کتابفروشی های محلی را بلعید و بعد هم فیدیبو آمد و بعد هم طاقچه و چه و چه و آمار دادیم که ای مردم! باورتان نمی شود اما در دنیا آمدن آمازون و کیندل نه تنها باعث نشد سرانه مطالعه کم شود که باعث شد زیادتر هم بشود! چون جامعه کتابخوان ها بیشتر شد و مردم بیشتر به کتاب روی آوردند… چه فریبکاری زیرکانه ای برای گرفتن یارانه و نابودی این همه کتابخانه… کتابخانه هایی که حالا فقط مزین شده به یک سری کتاب های تزئینی و چاق و فربه و البته خوش جلد…

بعد هم آمار می دهیم از فروش کتاب های آنلاین که ببینید چقدر زیاد شده و در این گرانی ها چقدر خوب است این ارزانی کتاب های دیجیتال… کاش یک آمار هم می دادیم از میزان خوانده شدن این کتاب ها… کمپین راه می اندازید و تخفیف وقت و بی وقت می زنید که بیایید کتاب کلیدر (همان چندمین رمان مطول جهان) را بخرید و ما را گول می زنید… دغدغه کتاب خوانی دارید یا کتاب فروشی؟!!

حالا هم که نمایشگاه کتاب… دیگر نه خبری از بن های کتاب برای دانشجویان و… است و نه تخفیف حداقل ۲۰ درصدی. ۱۰% تخفیف می دهید؟! شوخی می کنید؟!!! سال هاست که وقتی از انقلاب کتاب می خرم و می گویم تخفیف؟ همانجا حداقل ۱۰% تخفیف را روی هوا می دهند… در برخی از کتابفروشی ها هم که عضو باشگاه مشتریانم ۱۵% تخفیف می گیرم!!! اینقدر آش تان شور شده که حالا کتابفروشی های بزرگ مثل باغ کتاب خودشان برای خودشان نمایشگاه حضوری راه انداخته اند (و هنوز مات و مبهوتم که مگر نمایشگاه کتاب و باغ کتاب هر دو دولتی نیستند و چرا یکی از آن ها امن است و دیگری نه)  و چه تبلیغی می کنند در تلویزیون و سوشال و این طرف و آن طرف… و بازهم بیچاره تر می شوند انتشاراتی ها و کتابفروشی های کوچک…

اگر شما رویتان نمی شود به آن ها بگویید تعطیل کنند کاری ندارد که… بیاید یک کمپین راه بیندازیم با عنوان «نه! به کتابفروشی های با صفا و دلنشین و پاتوق محلی…» قول می دهم خودم هم بازنشرش کنم…

چه داریم بر سر کتاب می آوریم. چه داریم بر سر بوی کاغذ کتاب می آوریم. دیگر ورق های کتاب هایمان بعد از خوانده شدن  «باد» نمی کند تا وقتی شاعری آن را دید بگوید انگار خاطرات و احساساتمان را بین کتاب جا گذاشته ایم… دیگر اصلا خبری از احساسات نخواهد بود… (اگر فضاسازی شاعر را درک نکردید مشکل از شما نیست مشکل از همان هاست که به جای کتابهایشان، خودشان و جیب شان هر روز دارد «باد» می کند…)

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *