ذهنیت رهبری به روایت تیم راگبی: ماجرای مردان سیاه پوش

سلام

به‌ تلاش خود ادامهدهید تا همهچیز را کمیبهتر انجام دهید. اینکلید پیشرفتو موفقیتمستمر است‌. تمام تلاشترا بکن، عوضی نباش و آدم خوبیباش.

 -گیل نیک؛ مربیآمادگی جسمانی تیم راگبی All Blacks نیوزیلند

به اولینروز کاریخود برگردید کهواقعاً در مـورد آن هیجـان زده بودیـد. شـرط مـیبنـدم میخواستید همهچیز تا حد امکان راحتپیشبرود، از رفتو آمد بدون ترافیکبهدفتر گرفتهتا مکالمات دلپذیر با همکارانتان و اگر واقعا خوش شانسبودید، انجام کـاریکـهرئیسـتان را تحـتتاثیر قرار میداد. با اینحال، ایندقیقاً همان سناریوییاستکهنیکگیلدر اولینکار خود با یکتیمراگبیدر یکمنطقهدورافتاده نیوزیلند در آن قرار گرفت‌. او تقریباً از فکر کردن به این موضوع استرس گرفتهبود.

بیست‌ سال طول کشید تا گیلی به قله دنیای ورزش نزدیک شود. امروز، او به خوبی می داند که ایجاد تعادل میان کار و زندگی چقدر مهم است؛ به خصوص در روزهای اول که نیاز است تا به سختی کار کنید.

در بیشتر ایندو دهه، گیلبهعنوان مربیقدرت ذهن و شرایط سخت بـرایمشـهورترینتـیمراگبـیخدمتکرده است. نام این تیم آل بلکس است و لباس های تک رنگ و سیاه آن ها برازندۀ این نام و نشاندهندۀ هویت تیم آنهاست. این تیم نهتنها غول پیکرهای زمینراگبی هستند، بلکهبیشترین نرخ برد را در تـاریخورزش دارند. این تیم در ١١٠ سال ٧٧ درصد از بازیهایخود را برده است. مطمئناً، تیمرویـایی٩٢، تـیممشـهور منچسـتر یونایتد و نیوانگلند پاتریوتز جایگـاه خـود را به عنوان بزرگان و اساطیر ورزش هایتیمـیتثبیتکرده اند، اما هیچکدام نمیتوانند برتریثابتآل بلکس که از سال ١٩٠٣ شروع شده را به دست آورند.

 

آیا منبهجنگبا شما خوام آمد‌؟

 

افراد کمیدر راگبیجهان بهاندازه استیو هانسنمورد احترام هستند. اگرچـه آل بلکس در نهایتدر آخرینبازیخود در جام جهانیراگبیدر سال ٢٠١٩ بهانگلیسمیبازد،  اما این شکست تاثیر قابل توجهی در رکورد هنسـننمی گذارداو زیر نظر همکاران افسانهای خود، رابی دینز و وین اسمیت، در تیم کرازیدرز کانتربری ، مهارتهای مربیگری خود را کسب کرد. سپس سختترین دوران حرفهای خود را به عنوان سرمربی تیم ملی ولز گذراند و پس از یازده شکست متوالی در آزمایشهای مقدماتی، با اجرای شجاعانه در جام جهانی راگبی ۲۰۰۳، کشور خود را به قهرمانی رساند.

سال بعد، گراهام هنریکهدر آن زمان سرمربیسیاهپوشان بود، هانسنرا بـهعنـوان دسـتیار مربیبهزادگاهشنیوزلند بازگرداند. این دو نفر شرکاء بسیار خوبی بودند و این همکاری در پیروزی آل بلکس در جام جهانی راگبی ۲۰۱۱  به اوج خود رسید(در ادامه این فصل بیشتر خواهید خواند). بعد از این فصل، هنری کنارهگری کرد و هانسن، وارث احتمالی او، به نقش سرمربی ارتقا یافت. در سال ۲۰۱۳، پس از هدایت نیوزیلند به رکورد ۳ - ۰ در تور ایرلند و بیست و پنجمین پیروزی متوالی جام بلیدیسلو در برابر استرالیا، هانسن به عنوان مربی سال راگبی جهان انتخاب شد.

در همان سال، آنها به قلههای بزرگتری صعود کردند و فصل را بدون شکست به پایان رساندند. مـردان هنسنبا استعدادیافسانهای به پیروزی دوم پیاپی در جام جهانی راگبی رسیدند. این استعداد به واسطۀ حضور کاپیتان ریچیمککاو، دان کارتر امتیازآور برتر ایـنورزش، بودن بارت بهترینبازیکنسال جهان در آینده و اسـکادر به عنوان ستاره موفقنههمیلنر بود. مردان هانسن با نتیجه ۳۴ - ۱۷ استرالیا را شکست دادند. در سال ۲۰۱۸، آل بلکس به واسطۀ مربیگری هانسن ششمین عنوان جام راگبی خود را کسب کردند و در آخرین بازیاش با شکست دادن ولز در تابستان بعدی، مدال برنز جام جهانی راگبی را به دست آوردند.

شاید فرض کنید که چنین مربیای که در ۱۰۷ بازی توانسته به ۹۳ برد فوقالعاده (نرخ پیروزی ۸۷ درصد) دست پیدا کند؛ یک مدیر بالادستی باشد که هر جنبه از وجود کارکنان و تیم را کنترل میکند. اما گیل فاش کرد که حقیقت بسیار متفاوت است. او به "هدایت مردان عادی به انجام کارهای خارق العاده" اعتقاد داشت. همانطور که هانسن در مستند سال ۲۰۱۸ گفته بود، هانسن یک رهبر مشارکتی بود که به نظرهای همکاران، منتورها و بازیکنانش اعتماد میکرد. نیک گیل چگونگی استاندارد رهبری تیم را به این شکل توصیف میکند:

در آل بلکس، رهبرییکمدل عملیاتیاشتراکی است‌. بهعنوان یکرهبر، اسـتیو هانسـنآخرینتصمیم را میگرفت؛ اما دوستداشتافراد خود را برایاشتراکگذاری تخصصآنها جذب کند، بنابراینهنگام تصمیمگیریهایسختدر انزوا قرار نمیگرفت‌.

من دوست دارم الهام بخش باشم، بنابراین یک رهبر باید الهامآور باشد. آنها باید این احساس را در میان افرادی که رهبری میکنند ایجاد کنند که برای توانمندسازی و انجام آنچه از آنان انتظار میرود دارای همه چیز هستند. در نهایت، به این خلاصه میشود: آیا من با شما به جنگ میآیم؟ آیا زندگیام را برای شما اختصاص میدهم؟ با گراهام هنری، استیو هانسن و اکنون ایان فاستر، جواب من "بله" است.

استیو همیشه یک مثال میزند. نقل قولی قدیمی مبنی بر اینکه "نمیتوانید دیگران را هدایت کنید اگر نمیتوانید خودتان را هدایت کنید" را همیشه به ورزشکارانمان میگوییم. اولین و مهمترین چیز، این است که باید بتوانید خودتان را هدایت کنید تا در زمان و فشارهای صحیح، کارهای صحیح را انجام دهید. تنها در این زمان است که دیگران به خواست خود به دنبال شما خواهند شد. با استیو، من میدانستم که او پشتیبان من است، میتوانم به او اعتماد کنم و او همیشه بهترین چیز را برای کل گروه انجام خواهد داد. بنابراین، من میخواستم هدایت او را دنبال کنم.

یک رهبر باید تمامی ویژگیهایی که میخواهد در دیگران ببیند را نشان دهد و آماده باشد که به عنوان مثال همیشه پا به پای بقیه حرکت کند. گفتن این چیزها آسان است، اما اگر در عمل اجرا نشوند، کلام بیمعنی است. همینطور در زمین. بازیکنان باید بتوانند به چپ و راست نگاه کنند و ببینند که مردانی که در کنار آنها ایستادهاند، قابل اعتماد هستند تا زمانی که مشکلات پیش آمد، بدن خود را در خطر بیاندازند. نه فقط یک بار، بلکه برای هشتاد دقیقه. آنجا جنگ است و باید بتوانید به همتیمیهایتان اعتماد کنید که در هر بازی و تمرین، هفته به هفته، هر کاری که لازم است را انجام دهید.

 

نکات رهبری

در چه شرایطی میتوانید تیم خود را برای تصمیم بهتر کمک کنید ؟

چگونه افراد خود را برای ارائه بهترین همکاری، توانمند می‌سازید؟

آیا مردم قبول دارند که شما پا به پای آنها و به عنوان یک رهبر حرکت می‌کنید؟

 

 

پیشرفت از رهبری تجویزی به رهبری فراگیر

هنگامی که به یک رهبر مشهور فکر میکنید، احتمالاً میتوانید ویژگی خاصی را به یاد بیاورید که سبک رهبری آن فرد را تعریف میکند. شاید این شدت اشتیاق بابی نایت، ارادۀ آهنین مارگارت تاچر، یا شور و هیجان مارکوس آورلیوس باشد. اما اشتباه است که فکر کنید چنین رهبرانی همیشه اینگونه بودهاند. به طور معمول، رویدادهایی که در طول سالها اتفاق میافتد، شخصیت و روش عملکرد یک رهبر را شکل میدهد. بنابراین، آن رهبر یاد میگیرد چگونه رهبر بهتری باشد و در ارتباط با دیگران پیشرفت کند.گیل در همین راستا توضیح میدهد:

من یک طرفدار همکاری هستم و دوست دارم با مردم کار کنم، بنابراین سبک رهبری من این را منعکس میکند. وقتی شروع به مربیگری کردم، نگرش من بیشتر شبیه بود به "شما باید این کار را انجام دهید چون این شما را بهتر خواهد کرد." من قبلاً یک مربی تجویزی بودم. اما تجربه به من آموخته است که افراد به بهترین نسخه خود نخواهند بود مگر اینکه افرادی که رهبری میکنید در همان جهت باشند که شما حرکت میکنید.

من یاد گرفتهام که همکاری با افراد، بهترین راه برای دستیابی به موفقیت است. بعضاً ایدهها، روشها و راههایی دارم که میخواهم کارها به شکل خاصی انجام شود، اما نکتۀ مهم آن است که در این مسیر، ارزش و تجربه شخص و ورزشکار را نادیده نمیگیرم. باید ورزشکار را درگیر کرده و از احساسات و تفکرات او باخبر باشم. این بخشی حیاتی از بردن افراد به جایی است که شما میخواهید.

 

نکات رهبری

چگونه سبک رهبری شما در طول زمان پیشرفت کرده است؟

شما در کدام قطب بین رهبری تجویزی و رهبری فراگیر قرار دارید؟

چگونه میخواهید رهبری خود را بهبود بخشید تا نیازهای دیگران را در نظر بگیرید؟

 

 

راه بازگشت به میدان مسابقه

برای تیمی مانند آل بلکس که به برنده شدن عادت دارد ، هر شکست به عنوان یک شوک خواهد بود و انزجار هواداران و رسانههای متعصب نیوزیلند را به همراه خواهد داشت. زمانی که این شکست در مهمترین رقابت این ورزش، یعنی جام جهانی راگبی، اتفاق میافتد، وزن آن حتی بیشتر میشود. ورود به مسابقات ۲۰۱۹ برای جذب جام وب الیس، فرصت دوبارهای به آل بلکس داد تا دوباره محبوبترین تیم برای حفظ عنوان قهرمانی برای سه دورۀ متوالی باشد. اما زمانی که با تیم انگلیس و آن هم در اوج آمادگی آنها و به رهبری ادی جونز و در مرحلۀ نیمه نهایی روبرو شدند؛ با نتیجۀ ۱۹ - ۷ از انگلیس شکست خورد. گرچه در آن زمان کل تیم از این شکست رنج میبرد، اما گیل میگوید که آنها از این شکست مصمم به یادگیری بودند و دنبال آن بودند تا با با درسآموختههای این شکست، بزرگتر و مقاومتر از همیشه شوند.

 

برای بسیاری از بازیکنان و کارکنان ما، این اولین باری بود که یک بازی جام جهانی را از دست میدادیم، بنابراین این یک زخم کاری بود. ما متاسف هستیم و هیچ عذری وجود ندارد. ما توسط تیم بهترِ آن روز شکست خوردیم. اما واقعیت این است که ما به واسطۀ این شکست از بین نرفته ایم و قرار نیست شکستمان را زیر فرش پنهان کنیم! سوالی که از خود و بازیکنان میپرسم این است: "چگونه این وقایع شما را برای هر تمرین، هر جلسه باشگاه، هر روزی که قبل از جام جهانی بعدی بلند میشوید، تشویق میکند؟"

 

پس از آنکه ما در ردهیک ۲۰۰۷ باختیم، نگاهی بلند و دشوار به خود زدیم و متوجه شدیم چه چیزی را باید اصلاح کنیم. همینطور است. همه میتوانستند پس از تورنمنت پراکنده شوند، اما تیم به هم چسبید، به عنوان یک واحد از هواپیما پیاده شد و زمانی که به خانه بازگشتیم، در مقابل رسانهها ایستادیم. این چیزی است که هیچکدام از ما نمیخواستیم دوباره تجربه کنیم. زمانی که در اولین تلاشتان شکست میخورید، قطعاً باید برای مرتبۀ دوم بیشتر تلاش کنید. نیمی از تیم هنوز به اندازهای جوان است که در جام جهانی بعدی نیز حضور داشته باشند و بنابراین آنها قویتر و رقابتیتر خواهند شد.

 

نکات رهبری

چگونه تیم خود را پس از یک شکست ریکاوری و ترغیب می‌کنید؟

چه کاری میتوانید انجام دهید تا ناکامی اخیر به یک فرصت جدید تبدیل شود؟

دفعه بعد که گروه شما باخت میکند، چگونه میتوانید با ارزیابی صادقانه و پیشگیرانه ارزیابی کنید که چه اشتباهاتی رخ داده است؛ تا دفعه بعد بهتر عمل کنید؟

 

بهترین جهان بودن

برای آل بلکس، برنده شدن به تنهایی کافی نیست. به روش صحیح رقابت کردن و بهترین بودن در هر مسابقه، چیزی است که آن ها میخواهند. تاکتیکها برای هر حریف باید تغییر کنند. در هر بازی نمیتوان با فاصله 5 یا 6 امتیاز از حریف برد. آل بلکس خود را به یک استاندارد بالاتر از اکثر تیمها ملزم میسازند: پیروزی و برتری اختیاری نیست، بلکه لازم است.

 

 

اشتیاق به دستیابی و حفظ چنین سطح بالایی از عملکرد هرگز آسان نیست و هزینه دارد. این امر شامل بکار بستن تمامی توان و تلاش به صورت مداوم، به صورت فردی و در سطح تیم است. همه میدانند زمانی که به میدان میروند تا مراسم"هاکا" (یک رقص/چالش سنتی مائوری) را اجرا کنند، در واقع قرار است بیش از ۱۱۵ سال افتخار و علاقه سختکوشانه خود را به حریفان خود نمایش دهند. به گفته گیل، این روحیه جنگجویانه همچنان برای کادر مربیان اهمیت ویژهای دارد.

ممکن است شما واقعاً در انجام کاری خوب هستید، اما بلافاصله باید اقرار کنید که قطعاً بهترین نیستید؛ اما میخواهید بهترین باشید. بنابراین هر روز بیدار میشوید، تلاش میکنید و به دنبال رویای پنهانی و بهترینِ جهان بودن در شغل و کارتان هستید.

برخی از افراد، راز موفقیت آل بلکس را در این عبارت میبییند کهبدون چشم داشت مسئولیت کارت را بپذیر». برای این کار هیچ دستورالعمل مشخصی وجود ندارد. قرار نیست فرهنگ در یک شب ایجاد شود. فرهنگ با مشخصکردن بایدها و نبایدها ایجاد نمیشود که اگر این طور بود بسیاری از سازمانهای موفق و با حفظ این موفقیت در طول زمان به وجود میآمد. فرهنگ یک موجود زنده است و نیاز به رسیدگی مستمر توسط افراد درونی دارد. باید مواظب باشید چون زمان زیادی طول میکشد تا یک فرهنگ برنده ساخته شود و میتواند بسیار سریع خراب شود. ما خوششانس هستیم که یک گروه از بازیکنان و کارکنان فوقالعاده داریم. آنها خودشان و به صورت روزانه فرهنگ را پیش میبرند.

 

هیچ‌کس در تیم مدیریت یا گروه بازیکنان ما هرگز فکر نمیکند که به اوج رسیدهاست. اگر شروع به چنین توهمی کنید، در مشکلات زیادی قرار میگیرید. ما همیشه سعی میکنیم اعتماد به نفسی متواضعانه و آرام داشته باشیم. تنها کاری که میتوانید انجام دهید، انجام کارهایتان و اهدای تمام وجودتان در نقش خود برای مردم اطراف و خانوادهتان است. خانوادهای که مجبورید بعضاً از آنها برای چند ماه از سال از دور باشید. تلاش کنید هر چیز را کمی بهتر انجام دهید؛ این کلید پیشرفت مداوم و موفقیت است. بهترین خود را بدهید، حرفهای بیمورد نزنید و یک نفر خوب باشید.

 

نکات رهبری

به عنوان یک رهبر، چگونه به صورت روزانه خود را ترغیب به رسیدن به بهترینِ جهان می‌کنید؟

چگونه میتوانید اجازه دهید تا افراد خودشان فرهنگ شما را شکل دهند؟

چه حوزه هایی میتواند باعث بهبود و رشد برای شخص شما و تیم شما شود؟

 

آموختن از بهترین بازیکن راگبی تاریخ

ریچی مککاو تنها کاپیتان تیم ملی است که توانست تیم کشورش را به دو برد در جام جهانی راگبی (در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۵) هدایت کند. او همچنین به عنوان کاپیتان آل بلکس، ده بار در جام بلیدیسلو، چهار بار در تورنمنت ترای نیشنز و سه بار در جشنواره لیگ قهرمانی راگبی پیروزیهای ارزشمندی را کسب کرد. اگرچه به ندرت بزرگترین، سریعترین یا قویترین بازیکن در میان گروهی از ابراستارهای ورزشی آل بلکس بود، اما تواناییهای گوناگون، ارادۀ قطعی و توانمندی و کار تیمی در هر شرایط، مککاو را از دیگران متمایز کرد. به گفته گیل، از اوایل دوران او در تیم، کاپیتان افسانهای این تیم از طریق رهبری بیباکانه به عنوان نمونهای زنده، اثراتی باقیگذاشتهاست.

من به خوبی به یاد دارم که قبل از پرواز به سمت آفریقای جنوبی برای بازی با اسپرینگبوکها در سال ۲۰۰۸ جلسه ای با تیم خود برگزار کردم. ساعت ۵:۳۰ صبح بود و پرواز ما ساعت ۸:۰۰ صبح بود. مدیر در حال بیان برنامه سفر، مقصد، محل اقامت و تمام مسائل لوازم و تجهیزات بود.

ریچی بلند شد و گفت: «همهی کارکنان، بروید بیرونو من در حال فکر بودم، «چه اتفاقی افتاده است؟» چرا که تازه به گروه پیوسته بودم. من در خارج از اتاق جلسه نشسته بودم و همهی کارکنان همانجا بودند و داشتند صحبت میکردند. آنها به وضوح میدانستند که چه اتفاقی میافتد. به نظر میرسید که ریچی به تیم میگفت که چه انتظاراتی از آنها در هفته جاری دارد. اصولاً او نقشه راهنمایی تیم را قبل از سفر امضاء میکرد.

دو روز بعد، من در یک هاله بزرگ پیش میرفتم و ریچی از سمت دیگر به سمت من میآمد. او شبیه به این بود که به جنگ میروید. چهرهاش خالی از هر احساسی بود، کاملاً تمرکز داشت و هیچ گفتوگوی کوچکی نبود. این پنج روز پیش از بازی بود. این وضعیت بسیار شبیه به ریچی بود. او به اندازهای متعهد به برنده شدن بود که هر چیزی که انجام میداد یا فکر میکرد، در مورد بازی و برنده شدن در روز جمعه بود. چیز دیگری مهم نبود. هرگز یک سخنران الهامبخش نبود. همه از اعمال او بود. او فقط آستینهای خود را بالا میزد و کارهای دشوار را انجام میداد و همه از راهبری او پیروی میکردند. او همچنان بهترین سرپرستی است که من تاکنون با او در ارتباط بودهام.

 

نکات رهبری

کدام یک از کاپیتانهایتان دارای اعتماد به نفسی است که میتوانید به او مسئولیت بیشتری بدهید؟

چگونه این فرد میتواند از وظایف جدید خود با حداکثر تأثیر استفاده کند؟

از چه تکنیکهایی میتوانید برای افزایش تمرکز خود بر روی «روز بازی» استفاده کنید؟

 

بهترین بازی را انجام دهید و در هر حال حواستان به پشت سرتان باشد

در هر ورزش یا صنعتی، بهترین افراد با هدفی محکم و در عین حال با نگاه به پشت سر خود هستند. وقتی در بالا هستید؛ همه رقبا شما را میبینند. آنها هر کاری را انجام خواهند داد تا شما را بزنند و جای شما را بگیرند. در راگبی یونیون، هر تیمی که در مقابل آل بلکس قرار میگیرد، مصمم است که با شکست دادن نیوزیلند، جایگاه خود را در تاریخ تضمین کند. جایی برای پنهان شدن نیست. با این حال، آل بلکس همزمان با اینکه زیر فشار آرام میمانند؛ بهترین بازی خود را نیز اجرا میکنند و اغلب برنده میشوند. به گفته گیل:

 

آل بلکس به طور مداوم تحت فشار هستند، زیرا همیشه انتظار برنده شدن از آنها میرود. این اتفاق زمانی میافتد که شما بیش از ۷۵ درصد از بازیهایتان را در ۱۱۰ سال گذشته برنده شدهاید. بازیکنان انتظار برنده شدن را با هر بار پوشیدن لباس سیاه احساس میکنند. این حس برای هر دقیقه ای که شما یک آل بلکس هستید، حس میشود. هیچ ارزشی در فرار از آن نیست. فقط آن را قبول کنید، به خودتان بازگردید و کاری کنید. اگر از فشار فرار کنید، ممکن است فقط بخواهید به خودتان بپیچید. اینجا چگونه کارها را انجام میدهیم. ما به سمت فشار حرکت میکنیم و در هر بار چالش را دوست داریم. من دوست دارم که از ما بخواهند که بر اساس اینکه آیا برنده شدیم یا نه، انتظار داشته باشیم و سپس، آیا برنده شدیم یا باختیم، صبح روز بعد از خود بپرسیم: «چطور میتوانیم در بازی بعدی بهتر عمل کنیم؟»

 

گروه ما پیوسته به دنبال موفقیت است. بعد از آن که بازیکنان بازی کردند، من نقد و بررسی خودم را شروع میکنم و  برای انجام تغییرات جدید ایده پردازی می کنم. این بخش بزرگی از چالش و رقابت است. این فقط بررسی عملکرد نیست، بلکه به دنبال آنم که چگونه میشود هر کاری را بهتر انجام داد. علاوه بر این، من میخواهم به مردم کمک کنم. این ترکیبی است از آن چیزی است که من را از خواب بیدار میکند. برخی از بازیکنان درباره بیدار شدن و فهمیدن اینکه چگونه میتوانند بهترین در جهان شوند صحبت میکنند، و من هم همینطور. من میخواهم سعی کنم یکی از بهترین مربیان تقویت و تمرین باشم. این به معنای فقط یاد گرفتن از باختها نیست، بلکه بررسی دقیق و کامل از پیروزیها و فکر کردن به این است: چگونه میتوانیم هفته بعد حتی بهتر بازی کنیم؟

 

نکات رهبری

چه کاری میتوانید انجام دهید تا گروه شما زیر فشار بهترین عملکرد را داشته باشد؟

وقتی با چالش مهمی روبرو میشوید، از آن فرار می کنید یا آن را در آغوش می‌گیرید؟

چگونه میتوانید تیم خود را برای تحقق مستمر موفقیت الهام بخشید؟

 

ساختن فرهنگی برای عشق به یادگیری در تمام زندگی

نیک گیل، علاوه بر این که یکی از مربیان تقویت عضلات و شرایط فیزیکی معتبر در جهان است، استاد همکار علوم حرکتی در دانشگاه وایکاتو نیز محسوب میشود. به گفتههای او: «نیک بیش از هجده سال است که نقش دانشمند و مربی را ترکیب کرده استعلاوه بر اشراف بر گروهی از دانشجویان کارشناسی ارشد در هر نیمسال، نیک گیل همیشه به دنبال اطلاعاتی است که به او کمک کند تا عملکرد خود را بهبود بخشد و به تیم آل بلکس کمک کند. زمینههای تحقیقاتی او شامل توسعه قدرت و توانمندی عضلات، سازگاری با گرما/ادامه دادن فعالیت در محیطهای گرم، سلامت و یادگیری کودکان، خواب، تغذیه و موارد دیگر میشود.

 

«تداوم یادگیری، چیزی است که انرژیام را حفظ میکند و عاشق کارم میکند. این باید چیزی باشد که عملکرد من را تغییر ندهد، بلکه ممکن است تفکر من را به عنوان یک مربی فعال سازد. این مهم است چرا که اطمینان حاصل میکند که کارهای من خستهکننده نشود. میخواهم اطمینان حاصل کنم که همانطور که ورزشکاران رشد میکنند، من نیز در حال رشد هستم. همسرم و من صبح امروز درباره نقش من گفتگو میکردیم و من گفتم: «من دیگر مثل آنها نیستماو جواب داد: «بله، تو هستی!»

منظور او این بود که من شاید روزهای شنبه را روی زمین بازی نباشم، اما هنوز هم اهل رقابت هستم. من به چالش کشیده میشوم، میخواهم در کاری که انجام میدهم ببرم و دوست دارم باعث موفقیت بازیکنان شوم. این هیچ ربطی به پول ندارد: من دوست دارم خودم را وادار به تلاش برای بهبود در مقایسه با سال گذشته کنم، چون این یک افتخار است که به عنوان یک عضو از یک گروه برنده باشم.»

 

«من از زمانی که ورزشها در نیوزلند به طور کامل حرفهای شدند در حال مربیگری هستم(حدود پانزده یا شانزده سال پیش) و در این مدت تغییرات زیادی را شاهد بودهام. دو مربی قبلی قدرت و تقویت عضلات تیم آل بلکس هشت سال با تیم بودند و من بقیه این مسیر را پیش از آنها و پس از جابهجایی آنها انجام دادهام. یک قسمت اصلی از کارم فهم این موضوع است که بازیکنان و کادر مربیگری برتری هایی نسبت به من دارند- نباید یادم برود که آن ها اغل برنده هستند. اگر من به همان کارهای اوایل حرفهام ادامه میدادم، بازیکنان به سرعت از مهارتهای من پیشی گرفته بودند.

«پس من همچنان به دنبال افرادی هستم که بتوانند چیزهای جدیدی را به من آموزش دهند و من را به بهبود بازی دعوت کنند. یکی از آنها کریستیان کوک است که تحقیقاتی را در زمینه پاسخ هورمونی ورزشکاران انجام داده است. یک نفر دیگر کلی استارت است که بسیاری را در مورد مهارت حرکت و کیفیت حرکت آموخته و همیشه به دنبال راههای جدید برای کمک به عملکرد بازیکنان پس از درمان و بازیابی بوده است.»

آل بلکس هر چند به عنوان رهبران ورزش جهان شناخته میشوند، یک چیزی که تیم را منحصر به فرد میکند این است که آنها در پشت صحنه یک کادر بزرگ ندارند و ترجیح میدهند در سرتاسر سازمان لاغر و چابک باقی بمانند. به گفته نیک گیل، این به معنای این است که او هم اکنون به همان اندازه با بازیکنان در حال دست و پا زدن است که وقتی برای اولین بار به تیم پیوسته بود.

 

«من یک دستیار و یک فیزیوتراپ دارم که بهطور نزدیک با آنها همکاری میکنم و همه ما در هر جلسه حضور داریم. اگر تیم ترکیبی از سی و دو بازیکن داشته باشد، من با تمام آنها هر روز کار میکنم. دستیارم اغلب نظارت را به عهده میگیرد و فیزیوتراپ کار خود را انجام میدهد، اما من با همه چیز و به صورت فعالانه درگیر هستم. قبلاً در یک باشگاه کار میکردم که چهار کارآموز و سه دستیار داشتم. به دلیل این که تعداد زیادی از افراد کمک میکردند، هرگز نمیدانستم دقیقاً هر بازیکن چه کاری انجام داده است یا چه چیزی به او گفته شده است، بنابراین بیشتر وقت خود را به مدیریت کارکنان در مقابل آموزش بازیکنان اختصاص میدادم.»

 

«اما حالا، من هر چیز را درباره تمام بازیکنانم میدانم. من میدانم چه وزنی بلند کردهاند، میدانم حالشان چطور است، میدانم چه قسمتی از بدنشان درد میکند، میدانم کدام دویدنیها را برای بعداً برنامهریزی کردهایم و غیره. من از هر بازیکن در مقایسه با گذشته خود همه چیز را میدانم و واقعاً از این صمیمیت لذت میبرم تا به جای مدیریت بسیاری از کمککنندگان، همه چیز را از نزدیک مدیریت کنم.»

 

«هر چه بزرگتر میشوم، دوست دارم بیشتر از لپتاپ و تلفن دور شوم و واقعاً به زمین بروم. در یک روز معمولی، سه ساعت در زمین تمرین و چهار ساعت در باشگاه ورزشی هستم که مجموعاً هفت ساعت کنار بازیکنان هستم. احتمالاً بازیکنان را در مقایسه با هر کس دیگری در گروه مربیگری بیشتر میشناسم.»

 

«ارتباط و ساخت اعتماد دوسویه از بزرگترین بخشهای رهبری هستند. سعی میکنم یک محیط ایجاد کنم که بازیکنان بتوانند هر چیزی را به من بگویند یا از من بپرسند. بعضی از بازیکنان جوان ابتدا احساس ناامنی میکنند چرا که به خود عادت داده اند تا بگویند چه کاری باید انجام دهند، بنابراین ممکن است مدتی طول بکشد تا احساس راحتی کنند که میتوانند باز شوند. اما به مرور زمان، میبینند که ما همه در حال همکاری هستیم»

هر دوشنبه صبح با هر بازیکن دیدار میکنم، میپرسم حال آنها چطور است و میبینم تفکرات او برای هفته آینده کجاست. سپس برنامههای من را مرور میکنیم. گاهی ممکن است با آن موافق باشند یا ممکن است بخواهند چیزی را تغییر دهند. مهم است که به یاد داشته باشم که این شخص، یک موجود زنده است. بنابراین، باید با تفکرات، احساسات و اعمال هر کدام هماهنگ شوم. گاهی این با آنچه من در آن هستم هماهنگ نمیشود، بنابراین ما فقط مکالمه را ادامه میدهیم. این در مورد من نیست. این در مورد ما است.»

 

نکات رهبری:

۱. مهارت جدیدی که قصد دارید امسال یاد بگیرید چیست و چه اقداماتی برای یادگیری آن انجام می‌دهید؟

۲. کدام شخص داخل یا خارج از حوزه شغلی شما است که میتوانید از دانستههای او بهرهمند شوید؟

۳. وظایف اداریای که میتوانید واگذار کنید تا بیشتر با افراد خود در تماس باشید چیست؟

 

اعتماد سازی برای همیشه برندهشدن در جامهای جهانی

به عنوان یک رهبر، هرگز نمیخواهید از مسئولیت فرار کنید. نشانی بر روی میز کار رئیسجمهور هری ترومن در کاخ سفید وجود دارد که: «مسئولیت در اینجا تمام میشود» شما در نهایت برای شکست یا موفقیت تیمتان مسئول هستید. اما اوقاتی هست که باید به ارتش خودتان در زمین اعتماد کنید و به آنها اجازه دهید تا با شرایط متغیر تطبیق پیدا کنند تا پیروزی را به دست آورند. در تیم آل بلکس، چنین فرآیندی هرگز اتفاقی بوده در هر بازی برنامهریزی میشود. گیل میگوید:

به عنوان یک مربی، شما نمیتوانید در حین مسابقه در زمین باشید، بنابراین رهبران تیم در زمین باید آماده باشند. آنها کسانی هستند که باید بتوانند مشکلات را حل کرده و فهمیده باشند چه اتفاقی میافتد، چگونه هدف تحت تأثیر قرار میگیرد و چگونه در لحظه بازی کنند. بنابراین، بخش عظیمی از رویکرد آل بلکس این است که مربیان در ابتدای هفته رهبری میکنند و با نزدیک شدن به اجرا، بازیکنان این جایگاه را تصاحبمیکنند.

روز قبل از یک بازی، رهبران تیم تمرینات را اجرا میکنند. کادر فنی به ایستگاههای مختلف میروند و مینشینند. استیو هانسن هر جمعه معمولاً ایستاده و به پست چپ در سمت راست زمین میتازد. سرمربی ایان فوستر به افرادی که نتوانستند در آخر هفته حضور پیدا کنند شرایط را توضیح میدهد. رانندگی اتوبوسِ تیم با رهبران تیم بوده و هر چه به بازی نزدیکتر میشوند، مسئولیتهای بیشتری را برعهده میگیرند.

برخلاف سایر ورزشها، در اتحادیه بینالمللی راگبی، مربی قدرت و آمادگی جسمانی غالبا می تواند در کنار زمین حضور داشته باشد. بنابراین، اگر مستند "همه یا هیچ: نیوزیلند آل بلکس" را ببینید، گیل را مشاهده خواهید کرد که زمانی که یک بازیکن آسیب میبیند با آن کاپشن آدیداس خود، به داخل زمین میدود. حین این اتفاق، سرمربی آل بلکس (در این سری، استیو هانسن بود که از آن زمان توسط دستیار او، ایان فوستر، جایگزین شده است) دستوراتی به گیل ارسال میکند تا به کاپیتانهای تیم منتقل کند.

موقعیت مربیان در قسمت خبرنگاران و در بخش بالایی به آنها دیدی از اقدامات میدانی فراهم میکند که از دیگر ورزشها نظیر فوتبال یا بسکتبال بسیار بهتر و بیشتر است. با این حال، با رهبرانی چون ریچی مککاو، کیران رید، بن اسمیت و کاپیتان فعلی سم کین، گاهی اوقات پیامهایی توسط سرمربی آل بلکس به گیل گفته میشود و انتقال این موارد به کاپیتان تیم میتواند منجر به یک پیروزی بزرگ شود. گیل میگوید:

در جام جهانی 2011، ما در خانه بودیم. ما برای مدت طولانی نتوانسته بودیم برتری بازی را به دست بگیریم و این در حالی بود که در حال بازی فینال بودیم. اگرچه ما در حالت 8-7 پیش بودیم، تنها پنج دقیقه باقی مانده بود و فرانسه همه چیز را به ما پرتاب میکرد. این فقط یک مسابقه خشن بود. من یادم میآید سرمربی ما، گراهام هنری، با یک پیامی که میخواست به من منتقل شود، از تلفن گوشی فریاد میزد؛ چون بازی توقف کرده بود. بنابراین، من به زمین دویدم و پیش استفان دونالد، اندی الیس و ریچی مککاو رفتم.

این سه نفر در آنجا ایستاده بودند و در یک مثلث کوچک صحبت میکردند. آنها بهطور کامل آرام بودند و در در مورد چگونگی ایمن کردن اسکرام بعدی صحبت میکردند. آنها چندین مشکلات را در اینجا پوشش میدادند، توپ را در وسط پرتاب میکردند، به سمت راست حرکت میکردند و برای گل به گوشه میزدند. هیچ هرج و مرجی وجود نداشت، بدون نفسگیری سنگین. آنها به یکدیگر نگاه میکردند.

این آرامش عجیب بود و به همین دلیل حتی پیام را منتقل نکردم. به خود گفتم: «گیل، از اینجا برو؛ آنها مسئول اینجا هستند» و مطمئناً آنها چیزی که برنامه ریزی کرده بودند را اجرا کردند و ما بازی و جام جهانی را به دست آوردیم.

 

نکات رهبری

شما چه کاری برای توسعه رهبران نوظهور انجام می‌دهید؟

چگونه میتوانید ارتباطات در سازمان خود را بهبود بخشید تا همه افراد از اهداف بزرگ مطلع شوند و در مورد نقش هر فرد برای دستیابی به این اهداف، روشنگری کنند؟

آیا زمینهای وجود دارد که باید عقب رفته و به تیمتان اعتماد کنید تا آنها کارها را انجام دهند؟

 

رسیدن به تعادلی بسیار بالا

 

 

خلاصه:

در این فصل، یاد گرفتیم که نیک گیل چگونه تا آخرین قطرهی توانائی عملکردی، عصارۀ تیم آل بلکس را میگیرد. آل بلکس در طول حکومت او توانسته است دو بار برندۀ جام جهانی شود. او در جهانی میجنگد که غولهایی نظیر لاینز بریتانیا و سایر تیمها  مشتاقاند تا پادشاهان راگبی جهان را سرنگون کنند؛ و همچنین در جام بلیدیسلو و در مقابل دشمن اصلیشان استرالیا یک رقابت تمام عیار را شکل دادند. پشت موفقیت بینظیر تیم، رهبری نیک گیل قرار دارد که شامل تقویت اعتماد به نفس بازیکنان، انرژی دادن پس از یک شکست، یافتن فرصتها در مواقع دشوار، بازی تحت فشار و شکلدهی به یک فرهنگ مبنی بر برتری مستمر است.

مترجم: تمدن